جیمز چک (James Check)، تحلیلگر شناختهشده دادههای زنجیرهای (Onchain)، معتقد است که بیتکوین پس از طی دو دوره تسلیمکردن (Capitulation) سرمایهگذاران، کف قیمت خود را در محدوده ۵۸ هزار دلار شکل داده است. این ادعا در شرایطی مطرح میشود که بازار پس از نوسانات شدید، به دنبال سیگنالهای قطعی برای تایید روند صعودی است. چک بر اساس تحلیلهای زنجیرهای خود استدلال میکند که فشار فروشی که منجر به افت قیمت تا این سطوح شد، احتمالاً آخرین پاکسازی بازار بوده است.
با این حال، این تحلیلگر در کنار دیدگاه خود، هشدار جدی به معاملهگران میدهد: مراقب باشید که به اشتباه، کف قیمتی ماه اکتبر را به عنوان نقطه مرجع یا لنگرگاه ذهنی خود در نظر بگیرید. چک تأکید میکند که بازارها اغلب تمایل دارند با تکیه بر کفهای تاریخی و دادههای گذشته، انتظارات خود را شکل دهند، اما در این چرخه خاص، چسبیدن به آن الگوها ممکن است منجر به تصمیمات اشتباه معاملاتی شود. به گفته او، کف فعلی ممکن است همان ۵۸ هزار دلار بوده باشد و صبر برای افتهای بیشتر در ماههای آینده، فرصتهای خرید خوب را از بین ببرد.
به نقل از مگ دیجی تحلیلهای جیمز چک نشان میدهد که بازار بیتکوین ممکن است در مرحله بازیابی قرار داشته باشد، اما مسیر پیش روی آن صاف نخواهد بود. مفهوم «دو دوره تسلیمکردن» (Double Capitulation) در تحلیلهای زنجیرهای، نشاندهنده تخلیه کامل اهرمهای مالی و خروج قطعی دستهای ضعیف از بازار است؛ اتفاقی که معمولاً تنها در کفهای تاریخی و پس از فشار فروش شدید رخ میدهد. وقوع این پدیده در محدوده ۵۸ هزار دلار، استدلال قابل توجهی برای پایان یافتن روند نزولی است. با این وجود، هشدار این تحلیلگر درباره پدیده «لنگر کردن ذهنی» (Anchoring) به کف ماه اکتبر، نکته بسیار مهمی در زمینه روانشناسی بازار معاملات است. معاملهگران غالباً به دنبال الگوهای تکراری هستند و انتظار دارند بازار در هر چرخه، دقیقاً مانند چرخههای گذشته رفتار کند و کفهای مشابهی را لمس کند. این در حالی است که ساختار بازار در هر چرخه تغییر میکند. اگر کف ۵۸ هزار دلاری به عنوان کف نهایی این چرخه تایید شود، صبر کردن برای افت قیمت به سطوح پایینتر مانند ۵۰ هزار دلار، به معنای از دست دادن نقطه ورود بسیار عالی و ضررهای فرصتی بزرگ خواهد بود. بازار برای تایید نهایی این سناریو نیاز به ورود به فاز انباشت و تایید دادههای زنجیرهای بیشتر دارد. سرمایهگذاران باید به جای تکیه بر امید به افت بیشتر، استراتژی خود را بر اساس شاخصهای آنچین و جریانهای سرمایه ورودی تنظیم کنند. مدیریت ریسک، عدم استفاده افراطی از اهرم و سرمایهگذاری مرحلهای (DCA) در این نقطه، کلید موفقیت خواهد بود. علاوه بر این، فاکتورهای کلان اقتصادی مانند نرخ بهره و تصمیمات نهادهای مالی بزرگ، همچنان نقش تعیینکنندهای در کوتاه مدت ایفا میکنند. بنابراین ترکیب دادههای زنجیرهای با تحلیل فاندامنتال، بهترین روش برای پیمایش این مرحله است.