روزنامه معتبر فایننشال تایمز (FT) در گزارشی جنجالی اعلام کرده است که استیبلکوین تتر (USDT) در یک معامله نفتی ناموفق نقش داشته که در اواخر سال ۲۰۲۳، حدود ۲۳۰ میلیون دلار برای یکی از غولهای صنعت انرژی لهستان هزینه در بر داشته است. این پرونده یکی از نخستین موارد شناختهشده بهرهگیری از ارز دیجیتال در یک تجارت کلان انرژی در اروپا محسوب میشود.
بر اساس گزارشها، این شرکت انرژی لهستانی که از بازیگران اصلی بازار انرژی اروپا است، در جریان مذاکرات برای خرید محموله نفت، با پیشنهاد پرداخت بخشی از وجه معامله از طریق تتر مواجه شد. اما پس از انتقال وجه، محموله نفتی هرگز تحویل داده نشد و منابع آگاه میگویند که این شرکت با یک کلاهبرداری بزرگ روبرو شده است. شرکت تتر پیشتر نیز از استفاده گسترده از USDT در تجارت بینالمللی کالا از جمله بازار نفت خبر داده بود.
این اتفاق در حالی رخ میدهد که شرکت Tether Limited تلاش میکند تا با ارائه شفافیت بیشتر درباره داراییهای پشتوانه استیبلکوین خود، آن را به عنوان یک ابزار پرداخت معتبر برای تجارت جهانی معرفی کند. پروندههایی از این دست میتواند به تلاشهای تتر برای جا انداختن USDT در معاملات ارزانِ نهادهای بزرگ، آسیب جدی وارد کند.
کارشناسان معتقدند این رویداد نشان میدهد که اگرچه فناوری بلاکچین امکان انتقال سریع و کمهزینه مبالغ عظیم را فراهم میکند، اما نبود نهادهای واسطه و ضمانتهای سنتی، ریسک اینگونه معاملات را به شدت بالا میبرد. در ادامه، تحلیل مجله مگ دیجی را درباره این خبر بخوانید.
به نقل از مگ دیجی این خبر از یک زاویه بسیار مهم قابل تحلیل است: ورود استیبلکوینها به تجارت کالاهای استراتژیک. تتر (USDT) در سالهای اخیر به ابزاری کلیدی برای تجارت بینالمللی، به ویژه در کشورهای تحت تحریم یا مناطقی با سیستم بانکی ضعیف تبدیل شده است. این بار اما شاهد استفاده از آن در یک معامله نفتی بزرگ توسط یک شرکت اروپایی هستیم که نشاندهنده بلوغ تدریجی این فناوری در بازارهای سنتی است.
اما ماجرای از دست رفتن ۲۳۰ میلیون دلار، نقطه ضعف اساسی این مدل را برجسته میکند: قطعیت تراکنشهای بلاکچینی. وقتی وجهی با USDT منتقل میشود، بازگشت آن تقریباً غیرممکن است و در صورت عدم تحویل کالا، خریدار هیچ راهکاری برای بازیابی سرمایه خود ندارد. در سیستم مالی سنتی، بانکها و اعتبارنامههای اسنادی (LC) این ریسک را مدیریت میکنند، اما در دنیای کریپتو چنین مکانیزمی وجود ندارد.
از منظر صنعتی، این پرونده میتواند به دو شکل پیش برود: نخست، افزایش فشارهای نظارتی بر شرکتهایی که از ارزهای دیجیتال در تجارت کالا استفاده میکنند؛ دوم، توسعه سریعتر راهکارهای حقوقی و قراردادهای هوشمند که ضمانت تحویل کالا را با پرداخت دیجیتال گره میزنند. پیشبینی مگ دیجی این است که در کوتاهمدت، شرکتهای بزرگ انرژی رویکردی محتاطانهتر در پیش بگیرند و تنها از طریق واسطههای تنظیمشده اقدام به چنین معاملاتی کنند.
همچنین نباید فراموش کرد که این اتفاق در midst تلاشهای تتر برای متقاعد کردن نهادهای نظارتی درباره شفافیت داراییهایش رخ میدهد. اگرچه این کلاهبرداری مستقیماً تقصیر تتر نیست، اما میتواند به عنوان سلاحی در دست منتقدان استفاده شود. در نهایت، درس بزرگ این پرونده برای اکوسیستم کریپتو این است: سرعت و کارایی فناوری نمیتواند جایگزین اعتماد و زیرساختهای حقوقی شود.